شهادت امام رضا(ع)

چگونه در مدرسه احترام به عقاید دیگران را تمرین کنیم؟
ابتدا به حرف های دیگران گوش میدهم اگر عقیده ی آن فرد اشتباه بود یا نیاز به اصلاح داشت،اول نظر او را در ذهنمان برآورد میکنیم،در جمله بندی برای بیان اصلاح شده ی عقیده ی آن فرد فکر میکنیم ،سپس آن را میگوییم...
میتوان از بزرگتر ها مانند پدر و مادر، مشاور ها و دوستانمان برای رفع این مشکل که به عقیده ی دیگران احترام بگذایم مشورت کنیم و از آنها کمک بگیریم...
اخلاق
اخلاق، جمع خُلُق یا خُلْق بهمعناى صورت باطنى و ناپیداى انسان است كه سرشت و سیرت نیز نامیده مىشود; چنانكه خَلْق بر صورت ظاهرى و دیدنى انسان دلالت دارد.[1]
خُلق در اصطلاح، ملكهاى نفسانى است كه به اقتضاى آن، فعلى به سهولت و بدون نیاز به فكركردن، از انسان صادر مىشود. «ملكه» آندسته از كیفیات نفسانى است كه به كندى ازبین مىرود، در برابر دسته دیگرى ازآن به نام «حال» كه به سرعت زوال مىپذیرد.[2]
قرآن و اخلاق توصیفی
اخلاق توصیفى، خلقیّات رایج میان اقوام و ملل گوناگون یا افراد برجسته را بررسى مىكند. این نوع پژوهش صرفاً جنبه توصیف داشته، از هرگونه داورى درباره درستى یا نادرستى آن خلقیّات، یا سفارش به پیروى یا دورى از آن خوددارى مىكند; امّا بىتردید روش قرآن در بیان اخلاقیّات اقوام و افراد كه به آن اهتمام فراوانى دارد، با اخلاق توصیفى رایج متفاوت است; زیرا قرآن از رهگذر ارجاع به وقایع عینى، عبرتآموزى اخلاقى را مورد نظر قرار داده، همواره اخلاق توصیفى آن، در خدمت اخلاق تربیتى است
چگونه با اخلاق بودن را در مدرسه تمرین کنیم؟
با اخلاق بودن که خصوصیات درونی یک فرد بستگی دارد...
اگر هر فرد بخواهد که با اخلاق باشد،میتواند.(خواستن توانستن است)... به سوال که نگاه میکنیم
میخواهیم بدانیم که چگونه تمرین کنیم؟؟؟ اینکه سعی کنیم جلوی خشممان بگیریم یک نوع تمرین است!اینکه حرف های ناسزا را بر زبان نیاوریم یک نوع تمرین است! ایکه با افراد با مهربانی و لبخند رفتار کنیم یک نوع تمرین است! پس در کل میتوان گفت اگر جلوی عمل های ناخوشایند و بد را بگیریم تمرین هایمان نتیجه میگیرد.

احترام به عقاید دیگران
همه ی مردم همواره در عقاید، دیدگاهها و نظرات خود با دیگران متفاوت هستند و هیچ کس مثل دیگری نیست. امّا این دلیل نمی شود قادر به تعامل و ارتباط با دیگران نباشیم. در اینجا به شرح نکاتی می پردازیم تا با رعایت آنها بتوانیم براحتی به عقاید دیگران احترام بگذاریم و خود را با آنها وقف دهیم.
نکات لازم:
گام اوّل:
هرچه قدر هم که به صحّت گفته خود اطمینان دارید، قبل از اینکه حرفی بزنید، خوب فکر کنید. اگر احساس می کنید هیچ نقطه مشترکی از نظر فکری با نفر مقابل خود ندارید، بازهم در نهایت ادب و متانت تعامل کنید.
گام دوّم:
سعی کنید با وی همفکری کنید یا حدّاقل به نوعی وانمود کنید که او را درک می کنید. خود را جای دیگری بگذارید. با خود بگویید: “اگر من افکار او را داشتم، زندگی و دنیای من چه فرقی داشت و چطور بود؟”، با ادای این جمله در ذهن خود، می توانید افکار، احساسات و اعمال وی را بهتر درک کنید.
گام سوّم:
از انتقاد و سرزنش در مورد باورهای قلبی و عقاید دیگران خودداری کنید. این کار نه تنها باعث از دست دادن دوستان شما می شود بلکه منجر به خصومت نیز خواهد شد. اگر به باورهای مذهبی که سالها در درون وی ریشه گرفته است، توهین کنید و آنها را بی معنی بدانید، دیگر انتظار هیچ رابطه دوطرفه یا تفاهم را نداشته باشید. مهّم نیست چقدر آن عقاید را باور دارید، تنها با درک حدّاقل ظاهری می توانید بجای ایجاد دیوار و فاصله، پلی ارتباطی بسازید.
گام چهارم:
عقاید خود را به دیگران تحمیل نکنید، اگر در مورد باورهای خود، قصد متقاعد کردن فردی را دارید، می توانید با روشی مسالمت آمیز شروع کنید. انتظار پیروی وی از خودتان را نداشته باشید، او هم به عنوان یک انسان متفاوت از شما، حق انتخاب دارد. شاید به مرور زمان، با شما هم عقیده شود.
گام پنجم :
هر انسانی، تحت یک فرهنگ خاصّ و ویژگیهای ذاتی متفاوت، رشد کرده است. بنابراین منطقی نیست که در همان ابتدا، براحتی دیگر فرهنگ ها، عقاید مذهبی، باورها، ارزشها، سنت ها، قوانین، منش زندگی و…را قبول کند یا حدّاقل واکنشی نشان ندهد و نمی تواند این تفاوتها را در ذهن خود درک کند، در مقابل او نیز، نیاز به این دارد که دیگران نیز عقاید و باورهای وی را لااقل بشنوند و بدانند. در سایه ی احترام، هر دو طرف می توانند هوّیت های خود را نمایان کنند.
گام ششم:
بدون اظهار مخالفت و جبهه گیری، نظرات دیگران را گوش دهید، این خود بهترین روش برای ادای احترام است، البته که مجبور به پذیرش باورها و نظرات دیگران نیستید، امّا به یاد داشته باشید، در این حال شاید واقعاً نکته یا روشی جدید برای رسیدن به درجه ای بالاتر در زندگی، کسب کنید.